عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

480

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

86 - إنّ الدّنيا ربّما أقبلت على الجاهل بالاتّفاق ، و أدبرت عن العاقل بالاستحقاق ، فإن أتتك منها سهمة مع جهل أو فاتتك منها بغية مع عقل ، فإيّاك أن يحملك ذلك على الرّغبة في الجهل ، و الزّهد في العقل ، فإنّ ذلك يزري بك و يرديك 3683 . 87 - إنّ من نكد الدّنيا ، أنّها لا تبقى على حالة ، و لا تخلو من استحالة ، تصلح جانبا بفساد جانب ، و تسرّ صاحبا بمساءة صاحب ، فالكون فيها خطر ، و الثّقة بها غرر ، و الإخلاد إليها محال ، و الاعتماد عليها ضلال 3684 . 86 - براستى كه دنيا بسا بر نادان رو آورد به اتفاق ، و از دانا پشت گرداند به استحقاق ( يعنى با اين كه استحقاق اقبال را دارد و يا رو گردانيدن براى او نفعى دارد كه ممكن است با اقبال دچار معاصى گردد ) پس اگر از آن بخش يا حصهّ‌اى با نادانى آمد ، يا تو را از آن مطلوبى با دانش از دست رفت ، پس از اين معنى پرهيز نما كه نسبت به نادانى رغبت نموده و خيال كنى كه به سبب جهل است در دانائى بى رغب ، به گمان اين كه عقل سبب پشت كردن دنيا گشته ، زيرا كه چنين كارى تو را عيبناك ساخته ، و تو را هلاك مى سازد ، ( پس آدمى نبايد به وسيله اقبال و ادبار دنيا به چيزى راغب گشته زيرا اقبال و ادبار بستگى به چيزى ندارد بلكه اتفاقى است و همچنين نبايد نسبت به چيزى بى رغبت گردد ، و مرحوم خوانسارى احتمال ديگر در اتفاق و استحقاق داده است : كه ممكن است اتفاق به معناى موافقت باشد نه تصادف بنا بر اين معنا چنين است اقبال و ادبار به عنوان موافقت و استحقاق است در جاهل و در عاقل ) . 87 - براستى كه از كمى نفع دنيا و يا از سختى آن آنست كه بر يك حالت باقى نمانده و از حالى به حالى شدن خالى نمى باشد جانبى را با تباه ساختن طرفى اصلاح نموده و مصاحب و يارى را با محزون ساختن مصاحبى شادمان مى نمايد پس بودن در آن خطر و اعتماد بر آن غرور و هلاكت و ملازم و ميل به آن امكان پذير نبوده و يا خود